چرایی کارهایی که انجام می دهیم در کار و زندگی !!!
پر فروش ترین کتاب سال آمریکا !!!
تاثیر گذارترین کتاب ها برای مدیران !!!
ترجمه ای از نشر نوین که برای اشاعه علوم مدیریتی به صورت رایگان در اختیار علاقه مندان قرارگرفته است .
زمانی که کنکور ارشد قبول شدم . بسیار خوشحال بودم از این اتفاق . و تصوراتی در مورد ارشد . همکلاسیها و فضای درسی این مقطع از دوستان و برادرانم داشتم که باعث میشد هیجان بیشتری نسبت به دانشگاه داشته باشم .
قسمتی از این تفکرات در روز ثبت نام , زمانی که صف طویل قبول شدگان و طرز برخورد مسئولین دانشگاه را دیدم عوض شد و دلخوش به بقیه تصورات که شامل فضای درسی و دانشجویانی که به این مقطع آمده بودند برای کسب تخصص بیشتر و تلاش برای دریافت علم از اساتید بودم که با حضور در کلاس خانم دکتر صالحی به کلی نظرم عوض شد و آرزوهایم رنگ باخت . و با خیل عظیم دانشجویان کارمندی مواجه شدم که فقط برای دریافت مدرک ارشد با کمترین زحمت آمده اند و نه این کلاس بلکه تمامی کلاسها تحت تصرف همین آدمها و نظرات و تفکراتشان بود که به راحتی ساعتهای کلاس رو عوض کردند . کلاسها رو 3 ساعته و 4 ساعته کردند ( پیوسته ) . و دانشجویان جوان و غیر کارمندی که مثل بقیه موارد جامعه سکوت کرده اند و دلخوش به اسم ارشد هستند تا کارایی آن . اساتیدی که با ساز این نوع دانشجویان همراه بودند و مسئولین دانشگاهی که به جای 10 نفر 300 نفر پذیرش کرده اند و عملا سیاست تجاری محوری رو از دانشگاه دنبال میکنند تا دانش محوری . و چراهای زیادی در ذهنم جا خوش کرد که
چرا استادان با سیاست دانشگاه کنار امده اند ؟
چرا کارمندان , دانشگاه آزاد را با توجه به وجود دانشگاه علمی کاربردی و هزینه کمتر آن و مختص کارمندان بودن انتخاب کرده اند ؟
و چرا کارمندان درس خواندن و مقطع ارشد را با کمترین هزینه و زحمتی میخواهند ؟
و چرا دوستان جوان و غیر کارمند من سکوت کرده اند ؟ و نگران آینده و مدارک بدون پشتوانه علمی نیستند ؟
و اوج این مطالب در ارائه خانمها خبازان و فرمان روی داد که دوستان با سوالات بی مورد و انتظارات بیجا ( در راستای حداقل کردن تلاش برای دریافت مطلب ) سمینار این دوستان را به حاشیه کشاندند .
یا در کلاس زبان تخصصی دوستان عزیزی هستندکه در پایین ترین سطح ممکن از نظر دانش زبان انگلیسی هستند و جالب است که حاضر نیستند کمترین تلاشی برای یادگیری کنند و عملا سطح کلاس زبان تخصصی کارشناسی ارشد را به پایین ترین نقطه ای که میتواند باشد کشانده اند .
مقصود من از تمامی این حرفها این است که ندانستن عیب نیست ولی تن به نداستن دادن و تلاش نکردن برای کارمندان . غیر کارمندان . جوانان . میانسالان و تمامی افراد ننگ است و سکوت در این مورد ننگی بدتر .
پس خواهشمندم کمی برای یادگیری علم و دانش ارزش قائل شویم .تلاش کنیم و این تلاش را محدود به منفعت آنی نکنیم و کمی آینده نگر تر باشیم و این را بدانیم که بدست آوردن چیزی بالاتر از اینی که هستیم هزینه دارد و باید این هزینه را پرداخت کنیم .
در آخر نظرتان را به نوشته ای از استاد شعبانعلی جلب میکنم .