بیمه اشخاص(عمر و پس انداز) خانم مجتهدی فر و اسماعیلی کلاس 3 تا 5
بیمه مهندسی آقای فلاح و زمانیان کلاس 3 تا 5
مدیریت ریسک و بیمه آقای شریعت و رحمانی فر کلاس 3 تا5
بیمه مسئولیت آقای حیدری و شعبانی کلاس 3 تا 5
بیمه آتشسوزی خانم روئیان کلاس 10تا 12
بیمه مهندسی خانم جغتایی کلاس 10 تا 12
بیمه مسئولیت خانم دانشیار کلاس 10 تا 12
مدیریت ریسک و بیمه آقای علی آبادی کلاس 10 تا 12
دوستان عزیز
کتاب اصول بازاریابی کاتلر ترجمه مهدی زارع رو میتونید از اینجا دانلود کنید
به نظر من ترجمه روان و ساده تری از دیگر ترجمه های کاتلر داره .
امیدوارم مفید باشد .
پاورپوینت درس مدیریت سرمایه گذاری دکتر ناطق رو میتونید از لینک های زیر دانلود کنید
قابل توجه دوستان مدیریت بازاریابی ،
خلاصه کتاب بازاریابی صنعتی کریشنا ک هاوالدار
ترجمه دکتر محمد علی عبدالوند و هاشم نیکومرام
رو میتونید از اینجا دانلود کنید
قابل توجه دوستان مدیریت مالی ,
کتاب مدیریت سرمایه گذاری چارلز پی جونز
ترجمه دکتر رضا تهرانی رو میتونید از اینجا دانلود کنید
امیدوارم مفید واقع شود .
سلام
دیشب ( 30/11/93 ) کنفرانس آنلاینی با موضوع موفقیت پایدار در کسب و کار با بکارگیری مدل EFQM توسط سایت E-SEMINAR.IR برگزار شد که سخنران آن آقای ک.مولر آلمانی بودند ... و مترجم آقای تیموری
به محض رسیدن فایل تصویری این سمینار در وبلاگ خواهم گذاشت .
فعلا براتون آخرین نسخه مدل سر آمدی EFQM که 2013 است و توسط نشر نوین به فارسی ترجمه شده است را گذاشته ام .
امیدوارم که مفید باشه.
آموزش گام به گام نگارش علمی مقاله
به روش وبینار که شیوه ای نوین از برگزاری کلاسها . همایشها و کنفرانس ها بصورت آنلاین هست .
سخنران : عطاا... هرندی
دکترای مدیریت بازرگانی از دانشگاه علامه طباطبایی
password: p;WL89)b*%
نمرات میان ترم مدیریت حسابداری
استاد : دکتر دهقان
بیشترین نمره کلاس : الهه زرگر 4.8
بیشترین نمره خانمها :الهه زرگر 4.8
بیشترین نمره آقایان :مهدی عاقلی 4.6
نمرات از 6 نمره است .
خدمتی دیگر از سایت مدیریت بازرگانی 93
ترجمه کتاب زبان تخصصی مدیریت ...>> اینجا
با همت آقای داراشانی ترجمه کتاب اسکن شده و به صورت پی دی اف در اومده که از زحمت ایشون تشکر میکنم .
استاد : جناب آقای توزنده جانی
ساعت کلاس : 17-15
سوم
دبیرستان بودم که به توصیه دوست خوبم علی صدیقیان، کتاب پختستان را
خواندم. کتاب متعلق به سه دهه قبل است و توسط یک مدیر مدرسه نوشته شده.
داستان کتاب اما، داستانی برای کودکان نیست. داستان، روایت زندگی مردمی است که در یک صفحهی تخت و به تعبیر ادوین ابوت در یک سرزمین Flat زندگی میکنند. نام کتاب یعنی Flatland هم از همین مسئله اقتباس شده است.
همه در این سرزمین، دو بعدی هستند. مثلثها، دایرهها، مربعها، چندضلعیها همه و همه در کنار هم زندگی میکنند. با همه ماجراهایی که معمولاً در شهری با چنین تنوعی دیده میشود.
معمولاً نسل به نسل، تکامل ایجاد میشود. سه ضلعیها به تدریج چهار ضلعی و پنج ضلعی و شش ضلعی میشوند و نسل اندر نسل به دایره نزدیکتر میشوند. طبقه بندی اجتماعی کاملاً در پختستان وجود دارد. مربعها به سادگی با مثلثها صحبت نمیکنند. چند ضلعیها کسی را تحویل نمیگیرند و دایرهها که خود را «هندسهی کامل» میدانند راه کمال را به سایر اشکال، «موعظه» میکنند.
ماجراهای پختستان ساده است. همه در یک صفحه هستند و به خاطر همین یکدیگر را به صورت خط میبینند. از دور که نزدیک میشوی نمیدانی به یک مربع نزدیک شدهای یا یک مثلث. تازه مثلثها بلدند خودشان را از چه زاویهای به تو نشان بدهند و نزدیک کنند که گوشهی تیزشان دیده نشود.
ماجراها را باید خودتان بخوانید. زمانی که تصمیم میگیرند با رنگ کردن، کمی تشخیص شهروندان را سادهتر کنند. جالب اینجاست که دایرهها پیشنهاد میدهند نیمی از آنها به یک رنگ و نیمی دیگر به رنگ دیگر باشد. آنها اصلاً این را برای خودشان نمیخواهند. اما فکر میکنند با این روش میشود به مردم نزدیکتر شد و به رشد و کمال و دایره شدن آنها بیشتر کمک کرد.
قطعاً اگر جزییات ماجرا را دوست داشته باشید، باید کتاب را بخوانید و البته کمی هم، خواندن نثر صقیل ترجمه را – که کوشیده است تقلیدی از سبک قدیمی متن اصلی باشد – تحمل کنید.
اما آنچه من از پختستان به خاطر دارم و تا لحظهای که زندهام به خاطرم خواهد ماند، دو یا سه ماجرای ساده و کوتاه است.
یکی زمانی که «مربع» در سفرهای اکتشافی خود، به «خطستان» میرسد. آنجا یک خط طولانی است. روی آن پاره خطهایی زندگی میکنند. باور آنها بر این است که تمام دنیا همین خط است. هر پارهخطی فقط به اندازهی فاصله پاره خط عقبی و جلویی، جا برای حرکت دارد. پس تا پایان عمر، دو پاره خط دیگر را بیشتر نمیبیند.
مربع، از این وضعیت رنج میبرد. به آنها میگوید که چرا اسیر خط شدهاید؟ دنیا یک بعدی نیست. دنیای بزرگ خداوند، دو بعدی است. شما میتوانید تمام پختستان را بگردید و زندگی کنید. اما پاره خطها احساس میکنند او گمراه است. میخواهد آنها را از مسیر راست منحرف کند. هیچ کس به حرف او گوش نمیدهد.
مربع، ناامید و خسته به سفر و گشت و گذار در پختستان ادامه میدهد. به نقطستان میرسد. نقطستان همچنان که از نامش پیداست نقطهای بیش نیست. هیچ بعدی ندارد و تنها یک ساکن دارد: نقطه!
مربع به نقطه میگوید: ای نقطه! اسیر نقطستان نباش. چرا نمیآیی دنیای بزرگ را ببینی؟ تو نمیدانی که دنیا دو بعد دارد؟ تو میتوانی خطستانهای زیادی را ببینی. تو میتوانی دنیای بزرگ پخت خداوند را ببینی.
نقطه، که تصوری ندارد که در دنیا چیزی غیر از خودش وجود داشته باشد، با دقت به حرفهای مربع گوش میدهد. اما مربع را نمیبیند. دنیای او بعد ندارد. جا ندارد. فضایی برای بودن کس دیگری ندارد. با خود میگوید: چه حرفهای جالبی در مورد دنیا و عالم هستی به ذهن من میرسد. همانا من موجود منحصر به فردی هستم که اسیر نقطستان نشدهام. میتوانم در ذهن خود، دنیای یک بعدی و دوبعدی را که وجود هم ندارد، تصور کنم. من چه اندیشههای عمیقی دارم…
مربع، ناامید به گردش خود ادامه میدهد. ماجرای جالب زمانی است که کرهای که در فضا معلق است این ساکنان بیچاره و محدود پختستان را میبیند. به آنها نزدیک میشود و میگوید: ای مردم پختستان! دنیا سه بعدی است! چرا اسیر صفحهی محدود و پست پختستان شدهاید؟
هیچکس حرفش را گوش نمیدهد. چون کره بیرون صفحه است، کسی او را نمیبیند. فقط صدایش میآید. هر کس حرفهای کره را بشنود و تکرار کند به دیوانگی و جنون و توهم متهم میشود. کره میگردد و از میان ساکنان پختستان، مربع را که حقیقتجو و جستجوگر است، پیدا میکند. با مربع حرف میزند. حتی کره گاهی پایین میآید و سطح مقطعی با صفحه تشکیل میدهد. با بالا و پایین رفتن، دایره سطح مقطع کوچک و بزرگ میشود و از همه اینها استفاده میکند تا به مربع، تصویری از اینکه «کره بودن» چیست و سه بعدی زندگی کردن چه معنایی میدهد، بدهد!
ماجرا طولانی است و مردم شهر کره را زندانی میکنند و کره که میتواند از صفحه بگریزد به جادوگری متهم میشود و مربع بدبخت، که وجود کره و فضای سه بعدی را درک و باور کرده است، زندانی میشود.
اما آنچه من عاشقش هستم، آخرین بخشهای کتاب است. وقتی که مربع هوشمند، با کره صحبت میکند و از کره میپرسد: ای کرهی سه بعدی. آیا ممکن است دنیا ابعاد بیشتری هم داشته باشد و تو هم گرفتار حجمستان باشی؟ و کره پاسخ میدهد: دچار توهم نشو! هر چه هست همین حجمستان است. من تمام آنچه را که بود و هست، دیدهام و برایت گفتهام. کمتر از آنچه من میبینم جهل و بیشتر از آنچه برایت گفتم، خرافه است…
کتاب پختستان، توسط یک مدیر مدرسه که قدیمها معلم هندسه هم بوده است، نوشته شده. اما قطعاً مخاطبش بچهها و دانشآموزان نیستند. مخاطبش همهی ما هستیم که به دنیای کوچک خود قانع ماندهایم و در تلاش برای کشف معمای هستی، در میانهی دو قطب تعصب و خرافه، همچون آونگی ناپایدار، نوسان میکنیم…
منبع : محمد رضا شعبانعلی
چرایی کارهایی که انجام می دهیم در کار و زندگی !!!
پر فروش ترین کتاب سال آمریکا !!!
تاثیر گذارترین کتاب ها برای مدیران !!!
ترجمه ای از نشر نوین که برای اشاعه علوم مدیریتی به صورت رایگان در اختیار علاقه مندان قرارگرفته است .
زمانی که کنکور ارشد قبول شدم . بسیار خوشحال بودم از این اتفاق . و تصوراتی در مورد ارشد . همکلاسیها و فضای درسی این مقطع از دوستان و برادرانم داشتم که باعث میشد هیجان بیشتری نسبت به دانشگاه داشته باشم .
قسمتی از این تفکرات در روز ثبت نام , زمانی که صف طویل قبول شدگان و طرز برخورد مسئولین دانشگاه را دیدم عوض شد و دلخوش به بقیه تصورات که شامل فضای درسی و دانشجویانی که به این مقطع آمده بودند برای کسب تخصص بیشتر و تلاش برای دریافت علم از اساتید بودم که با حضور در کلاس خانم دکتر صالحی به کلی نظرم عوض شد و آرزوهایم رنگ باخت . و با خیل عظیم دانشجویان کارمندی مواجه شدم که فقط برای دریافت مدرک ارشد با کمترین زحمت آمده اند و نه این کلاس بلکه تمامی کلاسها تحت تصرف همین آدمها و نظرات و تفکراتشان بود که به راحتی ساعتهای کلاس رو عوض کردند . کلاسها رو 3 ساعته و 4 ساعته کردند ( پیوسته ) . و دانشجویان جوان و غیر کارمندی که مثل بقیه موارد جامعه سکوت کرده اند و دلخوش به اسم ارشد هستند تا کارایی آن . اساتیدی که با ساز این نوع دانشجویان همراه بودند و مسئولین دانشگاهی که به جای 10 نفر 300 نفر پذیرش کرده اند و عملا سیاست تجاری محوری رو از دانشگاه دنبال میکنند تا دانش محوری . و چراهای زیادی در ذهنم جا خوش کرد که
چرا استادان با سیاست دانشگاه کنار امده اند ؟
چرا کارمندان , دانشگاه آزاد را با توجه به وجود دانشگاه علمی کاربردی و هزینه کمتر آن و مختص کارمندان بودن انتخاب کرده اند ؟
و چرا کارمندان درس خواندن و مقطع ارشد را با کمترین هزینه و زحمتی میخواهند ؟
و چرا دوستان جوان و غیر کارمند من سکوت کرده اند ؟ و نگران آینده و مدارک بدون پشتوانه علمی نیستند ؟
و اوج این مطالب در ارائه خانمها خبازان و فرمان روی داد که دوستان با سوالات بی مورد و انتظارات بیجا ( در راستای حداقل کردن تلاش برای دریافت مطلب ) سمینار این دوستان را به حاشیه کشاندند .
یا در کلاس زبان تخصصی دوستان عزیزی هستندکه در پایین ترین سطح ممکن از نظر دانش زبان انگلیسی هستند و جالب است که حاضر نیستند کمترین تلاشی برای یادگیری کنند و عملا سطح کلاس زبان تخصصی کارشناسی ارشد را به پایین ترین نقطه ای که میتواند باشد کشانده اند .
مقصود من از تمامی این حرفها این است که ندانستن عیب نیست ولی تن به نداستن دادن و تلاش نکردن برای کارمندان . غیر کارمندان . جوانان . میانسالان و تمامی افراد ننگ است و سکوت در این مورد ننگی بدتر .
پس خواهشمندم کمی برای یادگیری علم و دانش ارزش قائل شویم .تلاش کنیم و این تلاش را محدود به منفعت آنی نکنیم و کمی آینده نگر تر باشیم و این را بدانیم که بدست آوردن چیزی بالاتر از اینی که هستیم هزینه دارد و باید این هزینه را پرداخت کنیم .
در آخر نظرتان را به نوشته ای از استاد شعبانعلی جلب میکنم .